زایش ذهن

نکتاری از افکار سرگردان

زایش ذهن

نکتاری از افکار سرگردان

زایش  ذهن

سلام
محمد صادق | کریمی
فعال‌ عرصه‌ : | خبری | فرهنگی- سیاسی |
مهارت : | صید |
محل سکونت : | اردبیل |
محل کار : | خبرگزاری بین‌المللی «نسیم» |
کثرت روابط : | نگارش خبر |

×× متهم ردیف اول افکار منحرف ××

آخرین نظرات

7 روز زندگی زوج جنایتکار با جنازه

جمعه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۲، ۰۸:۵۹ ق.ظ

 هفتم مهر سال 91 مردی هراسان در تماس با پلیس از کشف جسد مرد جوانی در یک کمد چوبی در یک پارکینگ متروکه خبر داد.پس از این تماس تیمی از کارآگاهان در محل جنایت حاضر شده و در بررسی های خود دریافتند، حدود یک هفته از زمان قتل می گذرد و عاملان جنایت پس از کشتن مرد ناشناس جسد او را به آنجا منتقل کرده بودند. پزشک جنایی هم علت مرگ را اصابت ضربات مرگبار به سر و صورت مقتول اعلام کرد.با  تحقیقات مقدماتی جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و ماموران در نخستین گام برای شناسایی هویت مقتول به بررسی پرونده افراد فقدانی پرداختند. تیم پلیسی در جریان بررسی های خود با پرونده مردی به نام یاسر رو به رو شدند که یک هفته قبل خانواده اش با مراجعه به پلیس آگاهی ناپدید شدن مرموز او را گزارش داده بودند.

با توجه به شباهت مقتول با یاسر کارآگاهان از خانواده مرد جوان خواستند با مراجعه به پلیس آگاهی جسد را شناسایی کنند. خانواده یاسر نیز با مشاهده جسد ، پسر خود را شناسایی کردند.

با شناسایی هویت مقتول روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازه ای شد. ردیابی تماس‌های مقتول نشان داد، او با زنی به نام مهرنوش ارتباط پنهانی دارد که مهرنوش به همراه همسرش به نام حسین شناسایی و دستگیر شدند. متهمان در همان ابتدا به ارتکاب جنایت اعتراف کردند.

صبح دیروز جلسه دادگاه در شعبه 113 مجتمع کیفری استان تهران و به ریاست قاضی اصغرزاده برگزار شد.

در ابتدای جلسه دادگاه نماینده دادستان با تشریح کیفر خواست گفت: متهمان 9مهرماه سال گذشته مقتول به نام مجید را به قتل رسانده و پس از یک هفته جسد اورا از خانه خارج کرده و آتش زده‌اند.

با توجه به محتویات پرونده برای متهمان تقاضای مجازات قانونی را دارم. سپس اولیای دم مقتول در جایگاه قرار گرفته و برای متهمان تقاضای قصاص کردند رئیس دادگاه با تفهیم اتهام به حسین از او خواست به دفاع از خود بپردازد که مرد جوان با قبول اتهامش گفت: من در خیابان با مهرنوش آشنا شدم او بی‌خانمان بود به همین خاطر از خانواده‌ام خواستم اجازه دهند وی در خانه ما زندگی کند پس از مدتی نیز مهرنوش را به عقد موقت خود درآوردم. شش ماه بعد از عقد متوجه شدم مجید برای همسرم ایجاد مزاحمت می‌کند به همین خاطر با او تماس گرفتم و خواستم ارتباطش را با مهرنوش قطع کند روز حادثه مهرنوش بدون اجازه من محمد را به خانه‌مان آورده بود پس از روبه‌رو شدن با مقتول با او درگیر شده و با قمه چند ضربه به بدنش زدم بعد هم برادرم وارد اتاق شد و او هم با قمه چند ضربه به بدن مجید وارد کرد. یک هفته جسد را در خانه نگه داشتیم و بعد آن را داخل یک کمد قرار داده و در محلی خلوت به آتش کشیدیم متهم درباره کلاهبرداری از دوست

مقتول نیز گفت: مهرنوش مدعی بود رمز عابربانک مجید را می‌داند به همین خاطر با گوشی مقتول به شماره یکی از دوستانش پیامک زده و درخواست پول کردیم وقتی 500هزار تومان به حساب مقتول واریز شد مهرنوش این پول را برداشت و ما در این ماجرا هیچ نقشی نداشتیم.

در ادامه جلسه دادگاه حسن به عنوان متهم ردیف دوم در جایگاه قرار گرفت و با قبول اتهامش گفت: من در سد کرج مشغول سم‌پاشی یک ساختمان بودم روز حادثه برای تهیه مواد مخدر به تهران آمدم در خانه خواب بودم که حسین سراغم آمد و گفت: مهرنوش همراه مردی به داخل خانه رفته‌اند ابتدا برادرم با مقتول درگیر شد و او را با ضربه‌های قمه مجروح کرد بعد هم من قمه را برداشته و چند ضربه به بدن مجید زدم. در ماجرای آتش زدن جسد نیز هیچ دخالتی نداشتم.

مهرنوش آخرین متهمی بود که پای میز محاکمه قرار گرفت او با رد ادعاهای دو برادر گفت: یک روز برای نقد کردن یک چک به بانک رفته بودم که در آنجا با حسین آشنا شدم ابتدا با هم دوست بودیم اما پس از مدتی او مرا به عقد موقت خود درآورد من قبل از آشنایی با حسین با مقتول دوست بودم و او به من کمک می‌کرد روز حادثه به مجید پیامک زدم و از او خواستم 100هزار تومان به حسابم واریز کند حسین متوجه ماجرا شد و با یکدیگر درگیر شدیم او از من خواست با ترفندی مجید را به خانه بکشانم من هم به حرف‌هایش عمل کرده و مجید را به خانه دعوت کردم بعد هم دو برادر او را کشتند.

پس از آخرین دفاعیات متهمان و وکلای آن‌ها قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شدند.

قانون

  • ۹۲/۱۲/۲۳
  • ۱۷۵ نمایش
  • محمد صادق کریمی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی