زایش ذهن

نکتاری از افکار سرگردان

زایش ذهن

نکتاری از افکار سرگردان

زایش  ذهن

سلام
محمد صادق | کریمی
فعال‌ عرصه‌ : | خبری | فرهنگی- سیاسی |
مهارت : | صید |
محل سکونت : | اردبیل |
محل کار : | خبرگزاری بین‌المللی «نسیم» |
کثرت روابط : | نگارش خبر |

×× متهم ردیف اول افکار منحرف ××

آخرین نظرات

کتاب مجموعه اشعار فارسی و آذری شهید «پرویز بدلی سوها: با عنوان «تپش لحظه‌ها»منتشر شد.

کتاب تپش لحظه‌ها مجموعه اشعار فارسی و آذری شهید پرویز بدلی سوها است که نشر شاهد بنیاد شهید آن را چاپ و منتشر کرده است.

این کتاب در 239 صفحه در دو بخش اشعار فارسی و اشعار آذری هر کدام در چهار دفتر شعر نو، دوبیتی، رباعی، غزل و مثنوی به اهتمام جانباز و شاعر اردبیلی شهاب الدین وطن‌دوست با همکاری و حمایت اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان اردبیل به چاپ رسیده است.

کتاب شهید بدلی سوها روز چهارشنبه (21 اسفند ماه 92) در آستانه 22 اسفند روز بزرگداشت شهدا در سالن فرهنگی و هنری فدک اردبیل با حضور خانواده‌های معظم شهدا و ایثارگران و مسئولان رونمایی می‌شود.

پرویز بدلی سوها فرزند نورالله، خرداد سال 1344 در روستای سوها از توابع شهرستان نمین به دنیا آمد.دوران خردسالی خود را در روستا سپری کرد اما وقتی به سن مدرسه رفتن رسید همراه خانواده به شهر اردبیل نقل مکان کرد. سال 1351 در مدرسه ابتدایی انوری تحصیلات خود را آغاز کرد و سال 1364 موفق به کسب دیپلم اقتصاد شد.

طبق گفته مادرشف از هفت سالگی نوحه‌سرایی می کرد و متن نوحه‌هایش را هم خودش می‌نوشت.

در ایام مبارزات انقلاب اسلامی و بعد از آن فعالیت گسترده‌ای در راهپیمایی‌ها داشت و از اعضای فعال بسیج به شمار می‌رفت. سال 64 برای سپری کردن دوران مقدس خدمت سربازی به ارتش پیوست و در جلفا مشغول خدمت شد و سال 66 خدمت سربازی خودش را به پایان برد. اما روح بزرگش تاب ماندن نداشت و پیوسته ذکر می‌کرد: من لیاقت شهادت را ندارم و گرنه شهید می‌شدم. تا اینکه خرداد 66 از طریق سپاه پاسداران و لشکر 31 عاشورا به صورت بسیجی راهی منطقه جنوب اعزام شد.

پرویز سرانجام در مرحله اول «عملیات بیت‌المقدس 2»، بهمن‌ماه سال 1366 در منطقه عملیاتی سلمانیه به شهادت رسید و پیکر مطهرش بعد از گذشت هشت سال از شهادتش در منطقه ماووت عراق، به زادگاهش بازگشت و در گلزار شهدای بهشت فاطمه به خاک سپرده شد.

بخش‌هایی وصیت نامه شهید:

اعلام می‌کنم که بنده بر گردن احدی حقی ندارم و اگر هم حقی بر ذمه کسی داشته باشم بخاطر خدا که بسیار بخشنده و مهربان است، تماما و کمالا حلال می‌کنم. با این امید که دیگران نیز اگر حقی بر گردنم دارند مرا حلال کنند. ضمنا مبلغی بدهی داشتم که در ضمیمه این وصیتنامه چگونگی پرداخت آنها را قید کرده‌ام. امیدوارم هر کسی خبر مرگم را بشنود مرا به بزرگی خود و بخاطر جلب رضایت خداوندی ببخشد تا روحم در عذاب تضییع حق الناس معذب نگردد. پدر عزیزم از بدو تولد مایه درد سرت بودم، امیدوارم حلالم کنی و از من بگذری. من حقی بر گردنتان نداشتم.

بخاطر علی اکبر حسین(ع ) به وصیتنامه‌ام عمل کن، باشد که خدا بخاطر مقام سالار شهیدان بر تو رحمت آورد و بر من ببخشاید. مبادا بر من گریه کنی، مگر گریه‌ای آگاهانه، از روی خشم، سرشار از تنفر از یزیدیان، مملو از اشتیاق تداوم راه، ملتهب از آتش انتقام. گریه‌ای حرکت آفرین. حتی لحظه‌ای بر مقام خویش مغرورمباش که من لایق آن نیستم تا شهیدم خطاب کنند.

در نمازهای جمعه و جماعات شرکت کن که واجب است و رسانیدن پیام شهدا بر همه در جمع و جماعات میسر است.

اگر شیفته حسین و پیرو تشیع سرخ علوی هستی، چون حسین از من(و سایر فرزندانت) بگذر که این همه هدایای ناچیزی هستند بر پیشگاه پروردگار با عظمت.

مادر مهربانم، شیرزنی که مقام خویش را به خوبی درک می‌کنی، دریغ است از تو که با رنج متولد شده، با رنج زندگی کرده و با رنج پیر شده‌ای بر رنجی دیگر که اجری عظما در بر دارد صبور نباشی. صبر پیشه کن، بر من گریه نکن که گریه بر حسین بن علی(ع ) واجب‌تر است. برادران عزیزم، یکایک حلالم کنید.

  • ۹۲/۱۲/۱۰
  • ۷۹ نمایش
  • محمد صادق کریمی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی